سلام دوستان
با یاد خدا جلسه ی دهم را شروع می کنیم.

یاد خدا اوله تو هر کاری بچه ها      این پند و داشته باشین همه ی شما از بابا فرشته (سایه)
درس امشب ما،
معرفی دو وزن دیگر از اوزان معروف و رایج شعر فارسی است.

1=

مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن
تن تن ت/  ت تن تن ت / ت تن تن ت / ت تن ت

 
مثال:
دیری است که دلدار پیامی نفرستاد
دیری است/  که دلدار/  پیامی ن/ فرستاد

دی ریس تُ /  ک دل دا رُ /  پ یا می نَ/ ف رس تاد

 

شعر زیر را تقطیع کنید:

 

ساقی بده آن باده که اکسیر وجود است
شوینده آلایش هر بود و نبود است
بی زیبق و گوگرد که اصل زر کانی‌ست
مفتاح در گنج طلا خانهٔ جود است
بی گردش خورشید کم و بیش حرارت
کان زر از او هر چه فراز است و فرود است
قرعی نه و انبیقی و حلی و نه عقدی
در بوته گداز زر و نه نار و نه دود است
سیماب در او عقد وفا بسته بر آتش
از هردو عجب اینکه نه بود و نه نمود است
هم عهد در او سود و زیان همه عالم
وین طرفه که در وی نه زیان است و نه سود است
در عالم هستی که ز هستی به در آییم
ما را چه زیان از عدم سود وجود است

 


ساقی ب/ده آن باده /که اکسیر/ وجود است

شوینده/‌ی آلای/ش هر بود و/ نبود است
بی زیب/ق و گوگرد /که اصل ز/ر کانی‌ست
مفتاح/ در گنج/ طلا خانه/ی جود است
بی گرد/ش خورشید/ کم و بیش/ حرارت
کان ز / ر زو هر چه/ فراز است و/ فرود است
قرعی نه/ و انبیقی/یو حلی و/ نه عقدی
در بوته /گداز ز/ر و نه نار و/ نه دود است
سیماب/ در او عقد/ وفا بسته/ بر آتش
از هردو/ عجب این که /نه بو دو نه /نمود است
هم عهد/ در او سود و/ زیان ه/مه عالم
وین طرفه/ که در وی نه/ زیان است و/ نه سود است
در عال/م هستی که/ ز هستی به/ در آییم
ما را چه/ زیان از ع/دم سود/ وجود است

 

2=


فاعلاتن مفاعلن فعلن (یا: فَ ع ِ لن)

( یا: فعلاتن مفاعلن فعلن)
ت ت تن تن/  ت تن ت تن/ تن تن (ت ت تن)
تذکر: دوستان توجه داشته باشند که بعضی بحر ها به قدری موسیقی شان به هم نزدیک است که شاعر اختیار دارد در یک غزل این بحرهای نزدیک به هم را جایگزین کند. مثل غزلی که برای تقطیع داده شده)
مثال:
حال دل با تو گفتنم هوس است
حال دل با/  تو گف  ت نم/  هوس ست

حا ل دل با/  تو گف  ت نم/  ه و سست

خبر دل شنفتنم هوس است
خبر دل/  شنفتنم / هوسست

خ ب ر دل/  ش نف ت نم / ه و سست

 

تقطیع شعر زیر:
درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
زهر هجری چشیده‌ام که مپرس
گشته‌ام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیده‌ام که مپرس
آن چنان در هوای خاک درش
می‌رود آب دیده‌ام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده‌ام که مپرس
سوی من لب چه می‌گزی که مگوی
لب لعلی گزیده‌ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش
رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیده‌ام که مپرس

 

درد عشقی /کشیده‌ام /که مپرس
زهر هجری/ چشیده‌ام /که مپرس
گشته‌ام در /جهان و آ/خر کار
دلبری بر/گزیده‌ام /که مپرس
آن چنان در /هوای خا/ک درش
می‌رود آ/ب دیده‌ام /که مپرس= (ف ع لن: ت ت تن)
من به گوش /خود از دها/نش دوش= ( فعلن: تن تن)
سخنانی/ شنیده‌ام/ که مپرس *
سوی من لب/ چه می‌گزی /که مگوی
لب لعلی/ گزیده‌ام /که مپرس *
بی تو در کل/به گدا/یی خویش
رنج‌هایی /کشیده‌ام /که مپرس
همچو حافظ/ غریب در /ره عشق
به مقامی/ رسیده‌ام /که مپرس *

نکته 1: حواستان باشد که هِ ، ی خوانده میشه: کلبه ی گدایی

نکته 2: مصرع های ستاره دار رکن اولش فعلاتن است. مابقی فاعلاتن

 

Reading a Bookمشق هفته :

1- از هر بحری 3 شعر معروف بیابید و بیت اولش رو تقطیع کنید.
2- از هر بحری 3 بیت از خودتون بگید. معنی و قافیه اش مهم نیست. وزنش درست باشه.

چقده زود تموم شد درسای ایندفمون  آها! آها گرفتم، بابامون داره مهمون

باید بره برسه به مهموناش بچه ها     باید بره بذاره جلوی اونا آب و نون girl_haha.gif(سایه)

 تا هفته ی بعد در امان خدا