سلام به همه :![]()
امشب و جلسه ی بعد بحث وزن های رایج را داریم. بعد از آن به امید خدا به بحث قافیه خواهیم پرداخت.
امشب و هفته ی بعد تمومه بحث وزنا این وزنایی که گفتیم مهمه و کافیه
اینارو یاد بگیرین خوب خوب خوب خوب تا برسیم بچه ها به مبحث قافیه(سایه)
قبل از درس یک نکته:
یکی از دوستان سوالی کرده بود راجع به «ی» توی بیت:
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ / به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
توضیح :
فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن
مگر ای س / حاب رحمت/ تو بباری/ ار نه دوزخ / به شرار/ قهر سوزد/ همه جان /ما سوا را
همون طور که میبینید ری در بباری معادل هجای کوتاهه ولی در این جا به جای هجای بلند نشسته. چرا؟
همیشه همین طوره. ی اشباع این خاصیت رو داره
ی اشباع چیه؟
یک وقت ما میگیم می (mi ) یک وقت میگیم مى(mey )
اولی رو میگیم ی اشباع. ی اشباع چون در حرف بعدی هم تکرار میشه تو اولی هجای کوتاه حساب میشه
خیار = خی یار
ویار = وی یار
بباری ار نه = بباری یر نه
همون طور که میبینید ی 2 بار استفاده شده. البته این قانون فقط در مواردی است که ی دوبار تلفظ میشه. وگرنه همیشه هم این طور نیست.
میگویم = ی یک بار استفاده شده پس هجای بلنده ولی اگر دو بار استفاده شد اولی کوتاه حساب میشه.
یکی دیگر از وزن های رایج در شعر پارسی عبارت است از:
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع
تن ت ت تن / تن ت تن ت / تن ت ت تن / تن
مثال:
مرد که با عشق دست در کمر آید
مرد که با / عشق دست / در کمر آ / ید
مر/د/ ک/ با //عش/ق /دس/ت //در/ ک/م /را //ید
گر همه رستم بود ز پای درآید
گر همه رس/تم بود ز /پای درآ/ید
گر/ ه/ م/ رس// تم/ ب / ود/ ز// پا/ ی /د/ را // ید
تقطیع شعر زیر:
چشم تو کو جز دل سیاه ندارد
دل برد از مردم و نگاه ندارد
بی رخت ای آفتاب پرتو رویت
روز من است آن شبی که ماه ندارد
با همه ینبوع نور چشمهٔ خورشید
با رخ تو شکل اشتباه ندارد
با همه خیل ستاره ماه شب افروز
لایق میدان تو سپاه ندارد
پاسخ:
چشم تو کو /جز دل س/یاه ندا/رد
دل برد از/ مردم و ن/گاه ندا/رد
بی رخت ای/ آفتاب /پرتو رو/یت
روز من اس/ت آن شبی که/ ماه ندا/رد
با همه ین/بوع نور /چشمهٔ خو/رشید
با رخ تو/ شکل اشت/باه ندا/رد
با همه خی/ل ستاره /ماه شب اف/روز
لایق می/دان تو س/پاه ندا/رد
//وزن بعدی عبارت است از:
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن
مثال:
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
زاهد خل/ وت نشین/ دوش به می/خانه شد
زا/ ه/ د/ خل//وت/ ن/ شین// دو/ش /ب / می//خا / ن / شد
تقطیع شعر زیر:
صوفی مجلس که دی جام و قدح میشکست
باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد
مغبچهای میگذشت راه زن دین و دل
در پی آن آشنا از همه بیگانه شد
آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت
چهره خندان شمع آفت پروانه شد
پاسخ:
صوفی مج/لس که دی/ جام و قدح/ میشکست
باز به یک/ جرعه می/ عاقل و فر/زانه شد
شاهد عه/د شبا/ب آمده بو/دش به خواب
باز به پی/رانه سر/ عاشق و دی/وانه شد
مغبچهای/ میگذشت/ راه زن/ دین و دل
در پی آن/ آشنا/ از همه بی/گانه شد
آتش رخ/سار گل/ خرمن بل/بل بسوخت
چهره ی خن/دان شم/ع آفت پر/وانه شد
مشق هفته : تو این دو تا بحر برای هر کدومش 3 تا غزل از حافظ یا هر شاعر دیگری پیدا کنید و تقطیع کنید. برا هر کدوم هم سه بیت از خودتون بگین.
اگه ناراحتی و غم به دلت نشسته
برای اینکه داری چک و هزار تا سفته
اینم اضافه کن به اون مشکلا که داری :
باید که زود بنویسی تکلیف و مشق هفته (سایه)
آرزو داره "سایه" درس(درست) بشه کارتون تا هفته های دیگه ، خدا نگهدارتون




