ستاره کلهر
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ستاره کلهر سایه روشن میثم
آرشیو وبلاگ
      مکتب خونه ی هالو (برای هر چیز زکاتی است و زکات علم نشر دادن آن است .)
شعر طرح نویسنده: ستاره کلهر - ۱۳٩۱/٤/۱٤

طرح قالبی تقریبا جدید است و سابقه طولانی ندارد؛ اینطور به نظر می‌رسد که از ترجمه شعرهای هایکوی ژاپنی ایجاد شده‌است. تفاوت طرح و هایکو در این است که هایکو معمولاً یک عکس از زندگی را نشان می‌دهد و در اصل یک لحظه را به تصویر می‌کشد. هر چند طرح از لحاظ قد و اندازه، مثل هایکو است اما از لحاظ موضوع، لحظه‌ها را شاعرانه تر به تصویر کشیده و عمق بیشتری دارد، طوری که گاه از یک لحظه فراتر می‌رود.
به طور کلی تعریف مشخصی از طرح وجود ندارد و نمی‌توان گفت که از چند بیت و مصرح و یا چه وزنهای شعری ایجاد می‌شود. اما می‌توان برخی خصوصیت‌ها را در مورد طرح نام برد.
۱- طرح قالبی است که حداکثر از ۲۰ واژه تشکیل شده‌است و هر چه تعداد این واژه‌ها کمتر باشد (البته هیچ الزامی نیست) بر زیبایی اثر افزوده می‌شود.
۲- شاعرانه و خیال انگیز است.
۳- مفهوم عمیق در آن نهفته‌است.
۴- به نکته و موضوع خاص و مشخصی اشاره کند.

  نظرات ()
شعر منثور نویسنده: ستاره کلهر - ۱۳٩۱/۳/۱٥

       شعر منثور پس از تحوّلی که با ظهور نیما یوشیج در قالب شعر پدید آمد، کسانی به این فکر افتادند که شعر را قدری بیشتر از قید و بند آزاد کنند. کم کم شعرهایی دیده شد که دیگر از وزن و قافیه عاری بودند و با عناوین "شعرمنثور" یا "شعر سپید" در مطبوعات و مجموعه شعرها به چاپ رسیدند.
   به طور مشخّص نمی توان گفت بانی این گونه شعرها چه کسی بوده، ولی نام شعر سپید تا سالهای سال، با نام یک شاعر قرین شد، یعنی احمد شاملو. امروز، این شیوه به عنوان یکی از شاخههای اصلی قالبهای نوین، در کنار شعر نیمایی حضور دارد و تا حدّی موقعیّت خود را نیز تثبیت کرده است.
   شعر منثور، از وزن کاملاً بی بهره است و تقیّدی نیز به کاربرد قافیه ندارد. طبعاً ظاهر این گونه شعر، همانند نثر است و همین، کمابیش، مایه بروز مخالفتهایی با آن شده است. این پرسش مطرح است که اگر کمترین اثری از وزن نباشد، براستی تفاوت شعر منثور با نثری شاعرانه چیست؟ باید پذیرفت که این تفاوت اندک است و به روشنی نمی توان مرزی بین ظاهر شعر منثور و نثری که مایه هایی از عناصر شعر داشته باشد یافت.
   شاعران این قالب، سعی می کنند با مصراع بندی شعری، تفاوت آثارشان با نثر را گوشزد کنند; ولی متأسفانه، بسیاری از این شعرها، جز همان مصراع بندی پلکانی، اشتراکی با شعر ندارند. ما پیشتر، از آشفتگی بازار شعر نو سخن گفتیم. این آشفتگی در شعر منثور بیشتر نمود دارد تا شعر نیمایی. اکنون هر چند شمار شاعران شعر منثور بسی بیشتر از شاعران نیمایی سرا است، تعداد شعر‏های منثور معروف و ماندگار، بسی کمتر از شعرهای نیمایی ای است که در حافظه جمعیِ فارسی زبانان امروز، جایی یافته اند. براستی انگیزه شاملو و دیگران، از ایجاد شعر منثور چه بوده و اینان چه چیزی را جایگزین وزن کرده اند؟ شاملو "وزن را باعث انحراف ذهن شاعر و انحراف از جریان خود به خود شعر" می داند، حتّی وزن نیمایی را. او وزن را از میان برداشته و در مقابل سعی کرده است بعضی تکنیکهای زبانی و دیگر اشکال موسیقی، ـ به ویژه موسیقی داخلی و موسیقی معنوی ـ را جایگزین آن کند تا کلام به نثر نگراید. توجّه بیشتر این شاعر، بر ایجاد تمایز در سخن به کمک آرایه های زبانی مثل تکرار، حذف، قرینه سازی، باستانگرایی و دو نوع دیگر موسیقی یعنی موسیقی داخلی و معنوی بوده است. او کوشیده به این ترتیب، نثروارگی سخن را بپوشاند. این شعر از این شاعر را ببینید:
گفتند:
"ـ نمی خواهیم
نمی خواهیم
که بمیریم!"
گفتند
"ـ دشمنید!
دشمنید!
خلقان را دشمنید"
چه ساده
چه به سادگی گفتند و
ایشان را
چه ساده
چه به سادگی
کشتند!
و مرگ ایشان
چندان موهن بود و ارزان بود
که تلاش از پی زیستن
به رنجبارتر گونه ای
ابلهانه می نمود:
سفری دشخوار و تلخ
از دهلیزهای خم اندر خم و
پیچ اندر پیچ
از پی هیچ!
نخواستند
که بمیرند،
یا از آن پیش که مرده باشند
بار خفتی
بر دوش
برده باشند،
لاجرم گفتند
که "ـ نمی ‏خواهیم
نمی ‏خواهیم
که بمیریم!"
و این خود
وردگونه ‏ای بود
پنداری
که اسبانی
ناگاهان به تک
از گردنه ‏های گردناک صعب
با جلگه فرود آمدند
و بر گرده ایشان
مردانی
با تیغ‏ ها
برآهیخته
و ایشان را
تا در خود باز نگریستند.
جز باد
هیچ
به کیف اندر نبود.
جز باد و به جز خون خویشتن،
چرا که نمی ‏خواستند
نمی‏ خواستند
نمی ‏خواستند
که بمیرند.

  نظرات ()
شعر موج نو نویسنده: ستاره کلهر - ۱۳٩٠/۱٢/٢٧

     در آستانهٔ دههٔ ۴۰ شمسی که شعر نیمایی توسط شاعران کم‌مایه‌ای که بدون در نظر گرفتن ایدهٔ نیما یوشیج در قالبی که او ابداع کرده بود شعر می‌نوشتند و کهنه‌شدن قالب چارپاره که معمول دههٔ ۳۰ شده بود؛ نسلی برآمد با نوع دیگری از شیوهٔ سرایش که بعدتر به اهالی «موج نو» شهره شد. این شاعران اکثراً جوانانی بین بیست تا بیست‌وپنج‌ساله بودند که حیات ادبی آن‌ها از ابتدای همین دهه شروع می‌شد و تجربهٔ تاریخی شاعران مسن‌تر از خود را نداشتند. تغییرات زندگی اجتماعی مبتنی به شیوهٔ غربی و ترجمه‌هایی متفاوت از ادبیات اروپایی، آبشخور ذهنی این نسل را شکل می‌داد. در نیمهٔ دوم این دهه، موج نو تبدیل به یک حرکت مدرنیستی در فرهنگ ایرانی شد و در داستان، نمایشنامه، تئاتر، سینما و نقاشی تأثیر کرد.
عنوان این جریان شعری یعنی «موج نو» را فریدون رهنما یکی از جهرهای‌های ده‌های سی و چهل ادبیات معاصر فارسی پیشنهاد کرد و هم او بود که با حمایت از پرویز اسلامپور، بهرام اردبیلی، بیژن الهی، احمدرضا احمدی و سایر شاعران «شعر موج نو» موجب شد تا این گونه شعر با استقبال شاعران جوان دهه چهل و پنجاه مواجه شود. با این حال، خود بیژن الهی و احمدرضا احمدی پس از مدتی دیگر از عنوان «شعر موج نو» استفاده نکرد و به تدریج از مجامع و جریان‌های شعری کناره گرفتند.
شعر موج نو به واسطهٔ پرویز اسلامپور و هوشنگ چالنگی ادامه پیداکرد.شعر موج نو به واسطهٔ پرویز اسلامپور و هوشنگ چالنگی ادامه پیداکرد. احمدرضا احمدی از کسانی بود که سروده‌هایش از هوشنگ ایرانی رنگ پذیرفته بود و با تکه‌برداری از شعر فروغ فرخزاد و سهراب سپهری در آغاز دههٔ چهل که جامعهٔ ادبی ایران تشنهٔ روش‌های تازه بود، ظهور کرد. البته این تکه‌برداری او هنوز ظهور نکرده شکست خورد.اما شعر موج نو که بعدها از دلش مانیفست شعر حجم، شعر دیگر و شعر ناب بیرون آمد راه خود را ادامه داد. شاعرانی نظیر یدالله رویایی، محمود شجاعی، هوتن نجات، محمدرضا اصلانی از چهره‌های اصلی این جریان هستند.این طرز نو نه تنها مخالف نمادگرایی اجتماعی و نمادگرایی و تعهد، که اصولاً مخالف هر گونه منطق و معنایی در شعر بود؛ اتفاقی که در شعر فرانسه و بعد در دیگر جاها تحت نام دادائیسم و سوررئالیسم روی داده بود.

منبع:ویکیپدیا

  نظرات ()
خلاصه درس جلسه هژدهم نویسنده: سایه روشن - ۱۳۸۸/۱٢/۱٦

 سلام خواهرها و برادرهای خوبمقلب

 اول عذر میخوام هم از استاد و هم از بچه ها/ چون خیلی گرفتاری داشتم و دارم / دیشب هم که میخواستم کلاس رو شرکت کنم.

مهمان نا خوانده ی شام برام رسید/ پس ببخشید اگر تووی خلاصه ی درسها و حضور در کلاس وتحویل مشقام وقفه انداختم.

 

 

سرتون رو درد نمیارم / میرم سراغ خلاصه ی درس (سایه)


 استاد بین درس توضیح دادند که بعضی از مواردی که در این کلاس درس داده می شود ممکن است با آن چه در کتاب های عروض و قافیه آمده است فرق داشته باشد. این از این جهت است که ایشان قرائت خودشان از عروض را درس می دهند و در خیلی از موارد با استادان دیگر هم عقیده نیستند. زیرا همان طور که زبان و ادبیات و نهایتن شعر در حال دگرگونی و تحول است، بدیهی است که قواعد عروض نمی تواند در جا بزند و در هر چند سال نیازمند بازنگری است.


قافیه :


عبارت است از مجموعه کلماتی که هم آهنگ و دارای موسیقی کلامی واحد هستند و در آخر هر بیت (در غزل و قصیده و قطعه و ...) یا آخر هر مصرع ( در مثنوی) مى آیند.

 

 

به این کلمات دقت کنید:


سیب - حبیب - نجیب  - شیب
تیک - شیک - انتیک - کلاسیک - خیک
داس - وسواس - الماس - یاس
شور - کور - مور - دور - سمور ....

 

همان طور که می بینید هر دسته با هم هم موسیقی است. البته ممکن است کلمات بزرگ و کوچک باشند. یعنی هر واژه یک یا دو یا سه یا .... هجایی باشند. این مهم نیست. مهم این است که موسیقی آخر کلمه مثل هم باشد.

 

 

چه کلماتی قافیه هستند؟
برای قافیه قرار دادن چند کلمه حد اقل دو شرط وجود دارد. یعنی این دو شرط الزامی است:

 

 

١) وجود یک حرف مشترک در آخر کلمه که به آن حرف "روی" می گوییم
Rawi 

٢) حرکت قبل از حرف روی که باید یکسان باشد.

 

 

به کلمات زیر دقت کنید:
رم – محرم – مقدم – سم – کم – مستحکم /

 

همه ی این کلمات قافیه هستند چون به میم ختم می شوند و صدای حرف قبل از میم هم زِبَر است.

 

 

پس فقط مشترک بودن حرف آخر کافی نیست. مثلن محکم با قم یا الهام یا مهم قافیه نیست. چون هر چند که حروف آخرشان میم است ولی صدای قبل از میم مشترک نیست.

 

بنابراین بر اساس صدای قبل از "روی" برای کلماتی که مثلن به میم ختم می شوند شش دسته قافیه داریم:

زبر = کم – رقم – بم – مبهم ....
زیر = مهم – ملهم – هاشم - ...
پیش = قم – گم – اشتلم – رم ....
ا = کام – مرام – مشام - ....
و = بوم – شوم – ام کلثوم - ...
ی = بیم – کلیم – رحیم – هلیم ....

 

 

 

سوال؟

-اگر قبل از حرف روی ساکن بود تکلیف چیست؟ مثلن ابر

جواب: وقتی که قبل از حرف روی ساکن باشد (مثل حکم که قبل از میم ساکن است) در این گونه موارد باید به حرف قبل از ساکن رجوع کرد و آن ها را متحد انتخاب نمود.

-آیا میتوانیم بدون داشتن کلمه ی روی خود اصوات را قافیه قرار بدیم؟
جواب: بله

به این کلمات دقت کنید:
ما - سرا - خدا - بیا - آنجلیکا
کو - پررو - کرمو - هالو
مربی - پی - کی - بی بی
این ها با هم قافیه اند . در حقیقت حرف روی آنها خود علامت صوتاست.

 

-خوب این ها که همه اصوات بلند بودند. اصوات کوتاه چطور؟

برخی از علمای علم عروض جایز نمیدانند ولی به نظر من اشکالی ندارد.

 

گوش کن به حر ف من ای بچه ی خوب بابا

تا بگیری توو عروض همیشه نمره ی بیس 

بعضی از این آقایون جایز نمی دونندش

ولی به فتوای من اشکالی بش(بهش) وارد نیس (سایه)

 

مثلن:
تو - گمشو - برو
به - که - چه - بچه
هر چند باز و یا ه غیر ملفوظ می تواند حرف روی به حساب آید ولی حرفی است که خوانده نمی شود و فقط نوشته می شود.

این نوع قافیه ساختن یک شرط مهم دارد و آن این که حرف آخر مال خود کلمه باشد و الحاقی نباشد.
مثلن ترسو - کرمو - شکمو ... قافیه نیست چون و به ترس و کرم و شکم چسبیده و مال خود آن کلمات نیست . این جور کلمات را یک بار بیشتر نمی شود استفاده کرد. مگر در قصیده های بلند با فاصله زیاد که چند بار لای بقیه قافیه ها می شود استفاده کرد و بیشتر نه.

 ولی آلبالو - هالو - هلو - جارو ....و مال خود کلمه است.

دلا - عاشقا - بلبلا - قافیه نیست
ولی آن ها - بالا - خدا - بابا قافیه است

مشق هفته:
برای سرخ یک قافیه
برای عشق دو قافیه
برای گرگ سه قافیه پیدا کنید

  

چن وخ غایب بود سایه ولی ببین هنوز هس

برای این جمع خوب می زنه پشت هم دس

پشت همیم همیشه تو غم ها و شادیا

ما آدمای خوبیماز خود راضینه مثل خاشاک و خس (سایه)  لبخندقلب

 

سوالات                                                     دفتر مشق

  نظرات ()
قافیه و عروض نویسنده: - ۱۳۸۸/۱٢/۱٥

   

به نام نامی یزدان




جلسه ی  هجدهم پانزدهم اسپندگان




  هزار و سیصد و هشتاد و هشت خورشیدی 






  پس از ورود به کلاس در   اینجا     حضور خود را اعلام کنید 

  نظرات ()
آزمون قافیه - همه ی بچه مکتبی ها شرکت کنند... نویسنده: میثم - ۱۳۸۸/۱٢/۱٥

سلام دوستان

   دیدم بعد از مبحث قافیه کسی سوالی نداره، از مشق هم که خبری نیست،‌ گفتم  بگذار  با اجازه ی هالوی اعظم یه تستی بکنیم ببینیم بچه ها چند چندند؟(!)

 

هر کس  که تونست، ردیف و قافیه رو تو شعر زیر که شاهکاری از حافظه بررسی کنه:

 

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع      
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست      
بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد      
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو      
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع
در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست      
این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست      
ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است      
با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت      
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو      
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین      
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت      
آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع

                ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                         جوابها را در اینجا بگذارید

  نظرات ()
قافیه نویسنده: - ۱۳۸۸/۱٢/٥

استاد وارد کلاس شد و خیلی جدی کلاس رو شروع کرد به نظرم تو این مدت این جدی ترین کلاسی بود که برگزار می شد ...

سلام دوستان
با یاد خدا این جلسه از کلاس رو پی میگیریم.
قرار بود بحث این جلسه در مورد قافیه باشد. اما قبل از پرداختن به قافیه و این که بدانیم قافیه چیست و اصول آن کدام است، لازم است در مورد قالب های مختلف شعر صحبتی مختصر داشته باشیم تا بدانیم قافیه را چگونه و در کجا باید به کار ببریم.

قالب های معروفی که الان در شعر کلاسیک بیشترین کاربرد را دارند عبارتند از:
غزل
روش قرار گرفتن قافیه در غزل به شرح زیر است:

************* @          *************@
***************          *************@
***************          *************@
***************          *************@
***************          *************@

همانطور که میبینید در غزل اولین مصرع و سپس  آخر تمام بیت ها باید هم قافیه باشد.
قطعه:
قطعه نیز مثل غزل تمام ابیات در آخرین مصراع هم قافیه اند و فرق آن با غزل این است که لازم نیست مصرع اول هم با آخر ابیات هم قافیه باشند.

***************          *************@
***************          *************@
***************          *************@
***************          *************@
مثنوی:
در مثنوی مصرع هر دو مصرع هر بیت با هم قافیه اند و هیچ ارتباطی بین قافیه های بیت های مختلف وجود ندارد.


************* @          *************@
************* #          *************#
************* $          *************$
************* %          *************%
************* &          *************&
دوبیتی و رباعی

در این قالب که فقط 4 مصرع داریم، آخر مصرع اول و دوم و چهارم باید هم قافیه باشند:
************* @          *************@
***************          *************@
دوبیتی پیوسته
که امروزه به آن چهار پاره هم میگویند که بنظر من درست نیست و بعدا خواهم گفت چرا

در این قالب فقط اخر هر دوبیت با هم هم قافیه است:
*************           *************#
*************          *************#

*************           *************$
*************           *************$

*************           *************%
*************           *************%

*************           *************&
*************           *************&
قصیده:
قصیده هم درست مثل غزل است. تفاوت آن ها در طول ابیات است.
معمولن در غزل ما بیش از 15 بیت نداریم
ولی قصیده میتواند هر چند بیت که شاعر بخواهد ادامه پیدا کند .

قافیه کلمات هم وزن و هم موسیقی هستند که در آخر ابیات یا مصرع ها می آیند. گاهی یک کلمه ای در تمام ابیات تکرار میشود. 
مثلا به شعر زیر نگاه کنید:

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیـــرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنـــان
نیـــم شب دوش به بــالـــین من آمد
بنشست
ســـر فـــرا گـــوش مـــن آورد بـــه آواز حزیـــن
گفت ای عـــاشق دیـــرینه من خوابـــت هست
عـــاشقی را کـــه چنین بـــاده شبـــگیر دهند
کـــافر عشق بـــود گـــر نـــشود بـــاده پـــرست

در این غزل:
مست ، دست ،نشست ، هست ،پرست،
قافیه هستند.
ولی حالا شعر بعدی را دقت کنید:

روی تو کس ندیــد و هزارت رقیب هست
در غنچه‌ای هنـوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تـــو چندان
غریب نیست
چون من در آن دیــار هزاران غریب هست
در عشق خانـــقاه و خرابـات فرق نیست
هر جا که هست پرتـو روی
حبیب هست
آن جا کـــه کــار صومعه را جلوه می‌دهند
نـــاقوس دیــر راهب و نـــام
صلیب هست
عاشق کـه شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست


همانطور که می بینید "هست" در آخر تمام ابیات عینن تکرار شده. پس قافیه نیست بلکه اسمش ردیف است. پس قافیه کدام است؟
درست کلمه ی ماقبل ردیف. یعنی:

رقیب ، عندلیب ، غریب ، حبیب ، صلیب ، طبیب .

در شعر زیر قافیه ها کدام است:
روشن از پرتو رویت   نـــظری نیست که نیست
منت خـــاک درت بر بصری 
نیست   که نیست
نـــاظر  روی   تـــو    صاحـــب نـــظرانـــند  آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
اشـــک   غماز   من   ار سرخ برآمد   چه عجب
خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
تـــا به   دامن   ننشیند زنسیـــمش    گـــردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
تـــا دم از شـــام سر زلف تـــو هر جـــا نزننـــد
با صبا گفت و شنیدم سحری
نیست که نیست
من  از  ایـــن   طالـــع  شوریـــده برنـــجم ور نی
بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست

پاسخ صحیح:

نظر ، بصر ، سر، در ، رهگذر، سحر ، دگر

سوال:

خودم (آدمک) :

استاد قالب دوبیتی پیوسته می تونه اینجوری باشه مثلا ؟

×××××××
×××××××@
×××××××
×××××××@

×××××××
×××××××$
×××××××
×××××××$

×××××××@
×××××××@
×××××××
×××××××@

×××××××
×××××××%
×××××××
×××××××%

پاسخ:
اگر دوبیتی پیوسته باشد بله ولی اگر دوبیتی مستقل باشد نه.

کلاس تمام شد ،تا دیداری دوباره خدا پشت و پناهتون سبز باشید و سبز و سبز (ستاره)

  نظرات ()
امتحان نویسنده: - ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

استاد عینکش رو روی چشماش گذاشت و بی مقدمه شروع کرد :سلام

حالا بماند که این وسطا بازم دیواری کوتاه تر از دیوار من پیدا نکرد رفت و سوالات امتحان رو داد دست بچه ها:


فقط  آدمک  پاسخ دهد:
این شعر در چه وزنی است؟


دل زال یکباره دیوانه گشت / خرد دور شد عشق فرزانه گشت

پاسخ درست:

فعولن فعولن فعولن فعول

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زهرا جواب بده:

تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی

پاسخ درست:

فعولن فعولن فعولن فعل

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 فقط  محبوب پاسخ دهد:

این شعر در چه وزنی است؟
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب / کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است
پاسخ درست:

مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات

مستفعلن مفاعل فعلن مفاعلن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فقط رزیتا پاسخ دهد:

این شعر در چه وزنی است؟
مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق / دوست را با ناله ی شب‌های بیداران خوش است

پاسخ درست:


فاعلاتن  فاعلاتن  فاعلاتن فاعلن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط ستاره پاسخ دهد:

این شعر در چه وزنی است؟
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عالم دوام ما

پاسخ درست:

 مستفعل مفاعل فعلن مفاعل

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فقط  علی شوش پاسخ دهد:

این شعر در چه وزنی است؟
به رغم مدعیانی که منع عشق کنند / جمال چهره ی تو حجت موجه ماست

پاسخ درست:

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فقط گل تی تی     پاسخ دهد:

این شعر در چه وزنی است؟

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

پاسخ درست:

مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط  گندم  پاسخ دهد:

این شعر در چه وزنی است؟
من همان دم که وضو ساختم از چشمه ی عشق / چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست

پاسخ درست:

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط مائده:
توانا بود هر که دانا بود / به دانش دل پیر برنا بود

 پاسخ درست:

فعولن فعولن فعولن فعول

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط  ستاره پاسخ دهد:
یک بیت در وزن:

مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن

شعر:

این قصه ی شاعر  شدن و شعر سرودن
گویی که چرند است و پرند است و اراجیف
بهتر که روم ژاکت و پیژامه ببافم ،
مفعول و مفاعیل و فعولن دوسه تا لیف قهر


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فقط رزیتا پاسخ دهد:
یک بیت در وزن:

فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

ای که از من میگریزی ای گلم
من بدون تو یه فرد منگلم
نیشخند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فقط آدمک پاسخ دهد:
یک بیت در وزن:

فعولن فعولن فعولن فعول

شعر:

دلم را چه آسان به دست آ وَرَد
همان ظالمی کز درش رانده  شد یول
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط  محبوب  پاسخ دهد:
یک بیت در وزن:
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن

شعر:

من که به تو نگفته ام < بی تو سیاه شد جهان >
پس تو چگونه  برده ای از دل من خبر خبرمژه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط گل تی تی  پاسخ دهد:
یک بیت در وزن:
فعولن فعولن فعولن فعولن

شعر:

ز تیرت خمارم هم اکنون عزیزم
اگر باده افتاده بخشش عزیزم
  بغل

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط  غزاله پاسخ دهد:
یک بیت در وزن:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن

شعر:

سماور را ببین عاشق شدست ای دل چه فریادی
فنا شد بس که بی پروا سکوتش را شکست آخر قلب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط علی شوش پاسخ دهد:
یک بیت در وزن:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

شعر:

فشار مغز من از فکر  کردنم شد صد
که آخر این تک بیت از سرم برون آمدچشمک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط  گندم پاسخ دهد:
یک بیت در وزن:
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن

شعر:

ای همسفر با من بمان هر چند دوری از وطن
فکری بکن با قلب من ای مهربانی خوبترخیال باطل
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فقط حمیدپاسخ دهد:
یک بیت در وزن:
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن

شعر:

من چه کنم ز دست تو گر بروی پی رقیب
جان بکنم اگر روی ور نروی چه ها کنم متفکر

خب این جلسه هم تموم شد و من هم امتحانم رو ....تا جلسه ی بعدی و دیداری دوباره سبز باشید و پویا.(ستاره)

سوالات

  نظرات ()
قافیه چیست؟! نویسنده: - ۱۳۸۸/۱٢/۱

 

 به  نام ایزد هستی بخش 

 

 

 

جلسه ی هفدهم شنبه  یکم اسپند ماه هزار و سیصدو

 

 

هشتاد و هشت خورشیدی ساعت ده شب

 

 

 

 

 

سوالات 

پس از ورود به کلاس در   اینجا     حضور خود را اعلام کنید 

  نظرات ()
جلسه ی شانزدهم نویسنده: - ۱۳۸۸/۱۱/٢٤

پرونده:Basmala.svg

 

جلسه ی شانزدهم شنبه  بیست و چهارم بهمن ماه هزار و سیصدو

 

هشتاد و هشت خورشیدی ساعت ده شب

 

 

 

 

 

پس از ورود به کلاس در   اینجا     حضور خود را اعلام کنید 

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر شعر طرح شعر منثور شعر موج نو خلاصه درس جلسه هژدهم قافیه و عروض آزمون قافیه - همه ی بچه مکتبی ها شرکت کنند... قافیه امتحان قافیه چیست؟! جلسه ی شانزدهم
کلمات کلیدی وبلاگ شعر موج نو (۳) سپید (٢) جلسه ی 2 (ریتم در شعر1) (٢) جلسه ی 1(هجاها) (۱) جلسه ی 4(ریتم در شعر3) (۱) جلسه ی 6(رکن ها 2) (۱) جلسه ی 5 (رکن ها 1) (۱) جلسه ی 7 (رکن ها 3) (۱) جلسه ی 8(رکن های معروف1) (۱) جلسه ی 9(رکنهای معروف 2) (۱) جلسه ی 10 (رکن های معروف4) (۱) جلسه 11 (رکن های معروف 5) (۱) جلسه ی 12 (رکن های معروف5) (۱) جلسه ی 14 (رکن های معروف7) (۱) جمع بندی جلسه ی پونزدهم (۱) ادامه وزن های رایج جلسه ی سیزدهم (۱) جلسه ی شانزدهم(امتحان) (۱) جلسه ی هفدهم(قافیه) (۱) قافیه و عروض(2) (۱) جلسه ی آزاد (۱) جدول فعل های فارسی (۱) شعر نو (۱) جلسه ی 3(ریتم در شعر2) (۱) شعر طرح (۱) شعر منثور (۱)
دوستان من شاگرد 2 ساله ی کلاس هالو الف - ساقی بچه سیبیلو گل تی تی محبوب گندم ستاره مائده کلاغ رزيتا fati محمد نسیم غزاله خودم آتیشپاره ☻ مـُری ☻ من و داداش سایه روشن اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب